نمی دانم پس از مرگم چه خواهدشد
نمی خواهم بدانم کوزه گر با خاک اندامم چه خاهد ساخت
ولی آنقدر مشتاقم که از خاک گلويم سوتکی سازد
گلويم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازيگوش
و او يکريز و  پی در پی 
دم گرم خودش را در گلويم سخت بفشارد
که خواب خفتگان خفته را آشفته سازد
بدينسان بشکند در من سکوت مرگبارم را  !
شریعتی